نژادگرایی زیرکانه

هر نژادگرایی، ذات‌گرایی است
باید به خاطر داشت که نژادگرایی نه یک نوع که چندین گونه است : انواع نژادگرایی متناسب است با گروه‌های اجتماعی‌ای که همه نیاز دارند وجود خود را، آن‌گونه که زندگی می‌کنند، توجیه کنند. و این همان عملکرد ثابتی است که بر پایه‌ی آن نژادگرایی شکل می‌گیرد. به نظر من آن اشکالی از نژادگرایی حائز اهمیت است که احتمالاً زیرکانه‌ترین و نامحسوس‌ترین شکل دارد و شناخت آنها دشوار می‌باشد و درست به همین لحاظ به ندرت از آن انتقاد می‌شود. شاید تقبیح‌کنندگان معمولی این گونه نژادگرایی خود دارای مشخصاتی متمایل به چنین نژادگرایی باشند. درین‌جا منظورم نژادگرایی زیرکانه است.
نژادگرایی زیرکانه، نژادگرایی خاص طبقه‌ی مسلط است که ویژگی‌های بی‌شمارش آن را از آن‌چه بر حسب معمول نژادگرایی می‌نامیم، متمایز می‌سازد. منظور از آن، نژادگرایی خرده بورژوا است که هدف اصلی اغلب منتقدین کلاسیک نژادگرایی می‌باشد. در میان شان به‌طور مثال ژان پل سارتر، مسئله‌دارترین شان است.
این نوع نژادگرایی ویژه‌ی طبقه‌ی حاکمی است که بازتولید آن تا حدی بستگی به انتقال سرمایه فرهنگی دارد. سرمایه‌ی میراثی‌ای که ویژگی یک سرمایه ذاتی را دارا است و از این لحاظ گویا طبیعی و ارثی است. آن‌طوری که ماکس وبر می‌گوید، نژادگرایی زیرکانه چیزی است که به وسیله‌ی آن سلطه‌گران «تئودیسه»(۱) شان را ایجاد می کنند، یعنی توجیه نظم اجتماعی که بر آن مسلط اند. همین نظم اجتماعی باعث می‌شود که سلطه‌گران خود شان را از دیگران ذاتاً برتر احساس کنند.
هر نژادگرایی ذات‌گرایی است. نژادگرایی زیرکانه شکل توجیه شده‌ای اجتماعی(۲) آن است و شاخصه‌ی طبقه‌ی حاکمی که قدرتش تا اندازه‌ای در گرو القاب و عناوینی است که در اختیار دارد، مثل گواهی‌نامه‌های تحصیلی که تضمین کننده‌ای «هوشمندی و لیاقت» شان است، آن‌چه در بسا از جوامع برای دسترسی به مسند‌های مهم اقتصادی، جای عنوان‌های قدیمی مثل عناوین مالکیت و اشرافیت را گرفته است.


پانویس:

– Pierre Bourdieu : Racisme de l’intelligence – Interventions 1961-2001, Science sociale et action politique, Agone, Marseille, 2002, page 177

1- Théodicée
2- Sociodicée